@yasen_sadghii

yasen_sadghii @yasen_sadghii

ravansar 29 اسفند.

@yasen_sadghii

"دو سال عشق وصبوری دختری به نام نرگس".... . برای هریک از ما زلزله ۲ سال پیش کرمانشاه مفهوم خاص خود را داشت ، جای که عظیم ترین و باشکوه ترین جلوه همراهی مردم را دیدیم ، که در هیچ جای دیگر مشابهش وجود نداشت ، اما این زلزله با زندگی دختری به نام #نرگس کلید خورد، دختری که تازه از بند مافیای هند نجات یافته بود ، کوله کوچکش شب پس از زلزله برداشت و وارد روستای امام عباس شد که کاملا تخریب شده بود ، دقیقا پس از یک سال رویایی را که در همان بدو ورودش ازش صحبت میکرد عملی کرد ، انجا که گفت یکسال دیگر این موقع اینجا کامل ساخته شد رویایی که باورش سخت بود . وقتی از رویاییش

پیر شدن ربطی به شناسنامه ندارد..
همین که دیگر میل به خرید جوراب سفید را نداشته باشی.
همین که صدای زنگ تلفن ویاشنیدن یک ترانه دلت رانلرزاند  همین که فکر سفر برایت کابوس باشد .
همین که مهمانی رفتن و مهمانی دادن برایت عذاب اور باشد  همین که در دیروز زندگی کنی و از اینده بترسی  و زمان حال را نبینی .
بی ارزو باشی ؛:بی رویا باشی .
بی هدف باشی ؛: عاشق نباشی.
 برای ارزوهات نجنگی .... شک نکن حتی اگر جوان هم باشی ..تو پیری ...
.جا مانده از دوستان ...از زندگی ..😔
@yasen_sadghii

پیر شدن ربطی به شناسنامه ندارد.. همین که دیگر میل به خرید جوراب سفید را نداشته باشی. همین که صدای زنگ تلفن ویاشنیدن یک ترانه دلت رانلرزاند همین که فکر سفر برایت کابوس باشد . همین که مهمانی رفتن و مهمانی دادن برایت عذاب اور باشد همین که در دیروز زندگی کنی و از اینده بترسی و زمان حال را نبینی . بی ارزو باشی ؛:بی رویا باشی . بی هدف باشی ؛: عاشق نباشی. برای ارزوهات نجنگی .... شک نکن حتی اگر جوان هم باشی ..تو پیری ... .جا مانده از دوستان ...از زندگی ..😔

پسر بچه ای پرنده ای زیبایی داشت .او به ان پرنده بسیار دلبسته بود.
حتی هنگام خواب قفس ان پرنده را کنار رختخوابش میگذاشت و میخوابید .اطرافیانش که از این همه عشق و وابستگی به اون پرنده باخبر شدند.از پسرک حسابی کار میکشیدند .هر وقت پسرک از کار خسته می شد  ونمیخواست کاری انجام دهد،او را تهدید می کردند که الان پرنداش را از قفس ازاد خواهند کرد و پسرک با التماس میگفت نه، کاری به پرنده ام نداشته باشید .هر کاری گفتید انجام میدهم! تا اینکه یک روز صبح برادرش او را صدا زد که برود از چشمه اب بیاورد و او با سختی و کسالت گفت:خسته ام و خوابم میاید . برادرش گفت : الان پرنده ات را ازقفس رها میکنم . که پسرک ارام و محکم گفت :خودم دیشب ازادش کردم رفت،حالا برو بزار راحت بخوابم که با ازادی او خودم هم ازاد شدم .!. این حکایت همه ما است... تنها فرق ما ،در نوع پرنده ای است که ما به ان دلبسته ایم !  پرنده بسیاری پولشان ، بعضی قدرتشان ، برخی موقعیتشان ، پاره ای زیبایی و جمالشان ، وعده ای مدرک و عنوان اکادمیک و خلاصه شیطان ونفس، هرکسی را به هرچیزی بسته اند ، وترس از رها شدن ان ،سبب شده تا دیگران و گاهی نفس خودمان از ما بیگاری کشیده و مارا رها نکنند !، پرنده ات را ازاد کن .....
@yasen_sadghii

پسر بچه ای پرنده ای زیبایی داشت .او به ان پرنده بسیار دلبسته بود. حتی هنگام خواب قفس ان پرنده را کنار رختخوابش میگذاشت و میخوابید .اطرافیانش که از این همه عشق و وابستگی به اون پرنده باخبر شدند.از پسرک حسابی کار میکشیدند .هر وقت پسرک از کار خسته می شد ونمیخواست کاری انجام دهد،او را تهدید می کردند که الان پرنداش را از قفس ازاد خواهند کرد و پسرک با التماس میگفت نه، کاری به پرنده ام نداشته باشید .هر کاری گفتید انجام میدهم! تا اینکه یک روز صبح برادرش او را صدا زد که برود از چشمه اب بیاورد و او با سختی و کسالت گفت:خسته ام و خوابم میاید . برادرش گفت : الان پرنده

نرگس کلباسی  اسوه انسانیت ...
@yasen_sadghii

نرگس کلباسی اسوه انسانیت ...

سعدالله نصیری .....
#سه عدولله نسیری #پاییز و هه وار  #زندگی #
@yasen_sadghii

سعدالله نصیری ..... #سه عدولله نسیری #پاییز و هه وار #زندگی #